پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۳

گر دل گویم تو را ز جان می ترسم

ور جان خوانم هم از جهان می ترسم

ای جان و جهان هر دو به قربان سرت

حق می گویم نه زین نه زان می ترسم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵من خانهٔ آن ماه جبین می دانم
  2. شمارهٔ ۱۰۶من گرچه ز عشق، گفتگو نتوانم
  3. شمارهٔ ۱۰۷گر بادهٔ تو رسد به من مل چه کنم
  4. شمارهٔ ۱۰۸هر ذره مدان ز خود کمش می بینم
  5. شمارهٔ ۱۰۹شوخی که بری ز عالمش می بینم
  6. شمارهٔ ۱۱۰چشمی که از او دو عالمش می بینم
  7. شمارهٔ ۱۱۱دنیا که وفایش و بقایش معلوم
  8. شمارهٔ ۱۱۲ما دلق ریای خویشتن سوخته ایم
همه‌ی رباعیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.