پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

رباعیات

شمارهٔ ۱۱۰

چشمی که از او دو عالمش می بینم

روزش حیران و شب نمش می بینم

خاصیت چرخ را گرفته چشمم

دایم به لباس ماتمش می بینم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲ما دلق ریای خویشتن سوخته ایم
  2. شمارهٔ ۱۱۳تا مشعل دید عیب خامش کردیم
  3. شمارهٔ ۱۱۴جز ناله کسی همنفس خویش ندیدیم
  4. شمارهٔ ۱۱۵ما منتهییم و مبتدا هم ماییم
  5. شمارهٔ ۱۱۶بیرون و درون برو بیا هم ماییم
  6. شمارهٔ ۱۱۷آدم یک آدم است و یک صورت و جان
  7. شمارهٔ ۱۱۸ای بسته میان تو کمر بر دل و جان
  8. شمارهٔ ۱۱۹عالم جسم و محمدش آمده جان
همه‌ی رباعیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.