پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

رباعیات

شمارهٔ ۱۱۹

عالم جسم و محمدش آمده جان

چو جان گفتم چو روح گردید روان

حقا که چنان گشته به جانان یکسان

ننگ از دو جهان [و] عار دارد از جان

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱یاری دارم که روش دیدن نتوان
  2. شمارهٔ ۱۲۲عرفان به خدا هیچ ندارند جهان
  3. شمارهٔ ۱۲۳رفتی به سفر از پی تسخیر جهان
  4. شمارهٔ ۱۲۴وهمی به خیال کرده جا نام جهان
  5. شمارهٔ ۱۲۵بحری پنهان چو کرد جوش و طغیان
  6. شمارهٔ ۱۲۶تا کی به لباس عاریت بند شدن
  7. شمارهٔ ۱۲۷زینهار که کارها به خود آسان کن
  8. شمارهٔ ۱۲۸بی یار شدم یک نفسم یاری کن
همه‌ی رباعیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.