فهرست اشعار
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۸۱ چشم گشایش از خلق، نبود به هیچ بابم
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۸۲ محرمی نیست در آفاق به محرومی من
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۸۳ مکن ای شمع با من سرکشی، کز پاکدامانی
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۸۴ گر شوی با خبر از سوز دل بیتابم
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۸۵ نگردید از سفیدیهای مو آیینهام روشن
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۸۶ چهرهٔ یوسف ز سیلی گرمی بازار یافت
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۸۷ چه شبها روز کردم در شبستان سر زلفش
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۸۸ به تکلیف بهاران شاخسارم غنچه میبندد
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۸۹ از خود مرا برون بر، تا کی در این خرابات
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۰ چه با من میتواند شورش روز جزا کردن؟
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۱ تهی شود به لبم نارسیده رطل گران
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۲ جدا چو دست سبو از سرم نمیگردد
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۳ از جام بیخودی کرد، ساقی خدا پرستم
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۴ راهی که راهزن زد، یک چند امن باشد
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۵ دلتنگ از ملامت اغیار نیستم
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۶ دیوانهام که بر سر من جنگ میشود
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۷ رزق میآید به پای خویش تا دندان به جاست
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۸ نشتر از نامردمی در پردهٔ چشمم شکست
- تکبیت شمارهٔ ۱۰۹۹ بی نیاز از خلق از دست دعای خود شدم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۰ من که روشن بود چشم نوبهار از دیدنم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۱ نرمی ره شد چون مخمل تار و پود خواب من
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۲ عاقبت زد بر زمینم آن که از روی نیاز
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۳ تمام از گردش چشم تو شد کار من ای ساقی
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۴ ز همراهان کسی نگرفت شمعی پیش راه من
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۵ هنوزم از دهان چون صبح بوی شیر میآمد
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۶ من آن روزی که برگ شادمانی داشتم چون گل
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۷ بود از موی سفید امید بیداری مرا
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۸ عالم بیخبری بود بهشت آبادم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۰۹ از دم تیغ که هر دم به سرم میبارد
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۰ عنانداری نمیآمد ز من سیل بهاران را
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۱ منم آن غنچه غافل که ز بیحوصلگی
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۲ چو نقش پا گزیدم خاکساری تا شوم ایمن
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۳ من که بودم گردباد این بیابان، عاقبت
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۴ از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۵ درین قلمرو آفت، ز ناتوانیها
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۶ فیض در بیخبری بود چو هشیار شدم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۷ اول ز رشک محرمیم سرمه داغ بود
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۸ عشق بر هر کس که زور آورد، من گشتم خراب
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۱۹ چون ماه مصر، قیمت من خواست عذر من
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۰ بزرگان میکنند از تلخرویی سرمه در کارم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۱ مرا بیزار کرد از اهل دولت، دیدن دربان
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۲ منه انگشت بر حرفم، اگر درد سخن داری
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۳ ز راستی نبود شاخههای بی بر را
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۴ چو مینای پر از می فتنهها دارم به زیر سر
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۵ شود بار دلم آن را که از دل بار بردارم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۶ نظر برداشت شبنم در هوای آفتاب از گل
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۷ که میگوید پری در دیدهٔ مردم نمیآید؟
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۸ شراب کهنه در پیری مرا دارد جوان دایم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۲۹ نمیباید سلاحی تیزدستان شجاعت را
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۰ تماشای بهشت از خلوتم بیرون نمیآرد
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۱ ز اکسیر قناعت میشمارم نعمت الوان
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۲ امیدم به بی دست و پایی است، ورنه
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۳ سپندست کز جا جهد، جا نماید
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۴ گویند به هم، مردم عالم گلهٔ خویش
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۵ نگاه گرم را سر ده به جانم تا دلی دارم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۶ از من خبر دوری این راه مپرسید
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۷ جگر سنگ به نومیدی من میسوزد
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۸ میکنم در کار ساحل این کهن تابوت را
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۳۹ تا به کی بر دل ز غیرت زخم پنهانی خورم
- تکبیت شمارهٔ ۱۱۴۰ چه نسبت است به مژگان مرا نمیدانم
متن اشعار به نقل از گنجور.