پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷۷

عیب نادان در زمان خامشی گویاترست

پسته بی مغز در لب بستگی رسواترست

گردش پرگار موقوف سکون مرکزست

هر که در دامن کشد پا آسمان پیماترست

شهرت مجنون ز عشق کوهکن پامال شد

سیل در کهسارها از دشت پرغوغاترست

دست دولت گرچه در ظاهر بلند افتاده است

در گشاد کارها دست دعا بالاترست

رفت هر کس را به پا خاری کند سوزن علاج

می خورد خون بیشتر هر کس که او بیناترست

دیده ما بی نیازان نیست بر احسان چرخ

یک سر و گردن ز مینا این قدح رعناترست

نیست مریم را به گفتار مسیحا احتیاج

روی شرم آلود او بی گفتگو گویاترست

چشم پوشیدن بود مشاطه رخسار زشت

هر که پوشد دیده از وضع جهان بیناترست

دعوی دانش بود صائب به نادانی دلیل

هر که نادان می شمارد خویش را داناترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۷۹عکس ساقی در شراب ناب دیدن خوشترست
  2. غزل شمارهٔ ۹۸۰از نسیم آن زلف مشک افشان سبک جولانترست
  3. غزل شمارهٔ ۹۸۱پیش ما دشنام جانان از شکر شیرین ترست
  4. غزل شمارهٔ ۹۸۲حلقه اطفال بهر اهل سودا بهترست
  5. غزل شمارهٔ ۹۸۳گوش بی دردان گران از خواب باشد بهتر است
  6. غزل شمارهٔ ۹۸۴در طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرست
  7. غزل شمارهٔ ۹۸۵هر نقاب روی جانان را نقاب دیگرست
  8. غزل شمارهٔ ۹۸۶صبح محشر آن پریرو را نقاب دیگرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.