پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴۱

شوق ما بال و پر جسم گران خواهد شدن

دار بر منصور ما تخت روان خواهد شدن

عشق دارد سختیی اما گوارا می شود

بیستون بر کوهکن رطل گران خواهد شدن

هست اگر هر گریه ای را خنده ای در چاشنی

ریشه غم در دل ما زعفران خواهد شدن

از هواداران مشو غافل که وقت برگریز

طوق قمری سرو را خط امان خواهد شدن

چون زلیخا هر که در عشق جوانان پیر شد

از ورق گردانی دوران جوان خواهد شدن

گر به این عنوان شود اوضاع دنیا ناگوار

خضر بیزار از حیات جاودان خواهد شدن

رشته سر در گم ما را نخواهد یافتن

سوزن عیسی اگر بر آسمان خواهد شدن

زین شکست و بست کز گردون مرا در طالع است

استخوانم مغز و مغزم استخوان خواهد شدن

صائب آن آیینه رو خواهد به فکر ما فتاد

طوطی خاموش ما شکرفشان خواهد شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۴۳خانه سوز و آشیان پرداز می باید شدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۴۴در حضور بلبلان خاموش می باید شدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۴۵پیش مستان از خرد بیگانه می باید شدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۴۶مرد غوغا نیستی سرور نمی باید شدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۴۷از سرانجام سفر غافل نمی باید شدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۴۸چون توان قانع به پیغام از لب دلبر شدن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۴۹چند سرگردان درین دریای بی لنگر شدن؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۵۰گر تو ای سرو روان خواهی هم آغوشم شدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.