پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۲۹

ای زلف سرکش تو ز بالا کشیده‌تر

مژگان و چشم شوخ تو از هم رمیده‌تر

از من مپوش چهره که فردوس تازه روی

شبنم نداشته است ز من پاک دیده‌تر

حیرانی جمال تو شد انجمن‌فروز

سیماب را ز آینه کرد آرمیده‌تر

عاشق چگونه در نظر آرد ترا، که هست

سر تا به پای حسن تو از هم رمیده‌تر

هرچند آفتاب به هر کوچه‌ای دوید

رسوایی من است به عالم دویده‌تر

عاشق کسی بود که چو بی‌اختیار شد

دارد عنان شرم و ادب را کشیده‌تر

زنهار پا ز عالم حیرت برون منه

کآنجاست آسمان ز زمین آرمیده‌تر

زندان به روزگار شود دل‌نشین و ما

هر روز می‌شویم ز دنیا گزیده‌تر

شاخ از ثمر خم و بی‌حاصلی فزود

هرچند بیشتر قد ما شد خمیده‌تر

در کام مار دم زده، انگشت مارگیر

هرگز نبوده است ز من دل گَزیده‌تر

صائب مقام دام بود خاک‌های نرم

پرهیز کن ز هر که بود آرمیده‌تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۳۱معشوق در برابر و مهتاب درنظر
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۳۲ای هرنظر خیال ترا منزل دگر
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۳۳ای هر دل از خیال تو میخانه دگر
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۳۴از زیر چشم در رخ مستور می نگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۳۵برق سبک عنان نرسد در شتاب عمر
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۳۶از ره مرو به جلوه ناپایدار عمر
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۳۷صبح است ساقیا می چون آفتاب گیر
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۳۸منصوروار پختگی از چوب دار گیر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.