پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۹۴

از نظر دور کِی آن خط بناگوش شود؟

طفل را چون شب آدینه فراموش شود؟

شد یکی صد ز خط سبز فروغ رخ او

این نه آن شعلهٔ شوخ است که خس‌پوش شود

چند در خانهٔ زین سیر توان کرد تو را؟

تا کِی این خرمن گل خرج یک آغوش شود؟!

می‌شود آب و به پای تو روان می‌افتد

سرو اگر با قدِ رعنای تو هم‌دوش شود

جسم آتش‌نفسان خرج زبان می‌گردد

صرفهٔ شمع در این است که خاموش شود

نیست موقوفِ طلب روزی ثابت‌قدمان

قسمت خشت سر خُم مِی سرجوش شود

شور مرغان گلستان به جناح سفرست

گل از آن فصل بهاران همه تنْ گوش شود

دیگ کم‌حوصلگان می‌شود از جوش تهی

آب دریا چه خیال است که از جوش شود؟

سر بی‌مغز ز عمامه نگردد پُرمغز

این نه عیبی است که پوشیده به سرپوش شود

شور محشر شود افسانهٔ خوابش صائب!

هرکه از نشئهٔ گفتار تو مدهوش شود

پیش ما موی‌شکافانِ بصیرت صائب

چاه خس‌پوش بُوَد هرکه خشن‌پوش شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۹۶حرص را تشنگی افزون به زر و مال شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۹۷باده کو تا به من آن تلخ زبان رام شود؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۹۸اگر از همسفران پیشتر افتم چه شود؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۹۹گر ز رخسار شوی باغ و بهارم چه شود؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۰۰در سر زلف تو مجنون دل فرزانه شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۰۱راه مقصود طی از آبله پا نشود
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۰۲مانع شور جنون سلسله پا نشود
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۰۳چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.