پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۳۳

داغ با سینه ارباب محبت چه کند؟

لاله با دامن صحرای قیامت چه کند؟

زهر در مشرب ما باده لب شیرین است

با دل ما سخن تلخ نصیحت چه کند؟

فارغ از بیش و کم بحر بود آب گهر

خشکی چرخ به ارباب قناعت چه کند؟

نرگس از خواب گران داد سر خویش به باد

تا به ما عاقبت خواب فراغت چه کند؟

می شود قیمت یوسف ز غریبی افزون

با عزیزان جهان، خواری غربت چه کند؟

خرده گل چه بود پیش سبکدستی باد؟

حاصل روی زمین پیش سخاوت چه کند؟

با چراغی که بود صرصرش از سینه خویش

گر شود هر دو جهان دست حمایت چه کند؟

آسمان از سپر انداختگان است اینجا

در چنین معرکه ای تیغ شجاعت چه کند؟

بود یعقوب به پیراهن یوسف خوشوقت

آن که داده است ز کف دامن فرصت چه کند؟

کوه را می برد این باده پرزور از جا

تا به این شیشه دلان مستی دولت چه کند؟

شب تاریک بود پرده جمعیت دل

صائب از تیرگی بخت شکایت چه کند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۳۵خرمن صبر به این برق عنانان چه کند؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۳۶سالکان را ز جهان عشق تو بیگانه کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۳۷رفع دلتنگی من نشأه صهبا نکند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۳۸مکث لب تشنه دیدار به جنت نکند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۳۹غم محال است که تدبیر دل من نکند
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۴۰چرخ هرچند دل اهل هنر را شکند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۴۱دست تاک از اثر نشأه صهباست بلند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۴۲رتبه خط تو بالغ نظران می دانند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.