پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۶

خاک نتواند حجاب دیده روشن شود

دیده روشن چراغی نیست بی روغن شود

می کشد سررشته خواری به عزت عاقبت

رد گلشن هر چه شد پیرایه گلخن شود

هر نسیمی می تواند خضر راه او شدن

هر که چون برگ خزان آماده رفتن شود

چرب نرمی رتبه ای دارد که با حکم روان

آب روشن زبردست موجه روغن شود

نفس سرکش را کند مغرور، دنیای خسیس

در بساط شعله خار و خس رگ گردن شود

عارفان را دل قوی گردد ز موج حادثات

بحر از باد مخالف صاحب جوشن شود

این جواب آن غزل صائب که می گوید مسیح

یاد روی او کنم تا خانه ام روشن شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷۸از حریصان تشنه چشمی حرص را افزون شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷۹حق طلب آسوده در دنیای باطل کی شود؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۸۰یار ما از کشتن عشاق درهم کی شود؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸۱تا نگردد محو انجم مهر تابان کی شود؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸۲عیب پاکان زود بر مردم هویدا می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸۳با وجود مرگ، کی هستی گوارا می‌شود؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۸۴دل به دشمن چون ملایم شد مصفا می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۸۵خانه‌ای کز نور حسن او مصفا می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.