پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۵

حرف زن تا بر لب عیسی نفس سوزن شود

روی بنما تا سواد طوطیان روشن شود

دل چه خونها می خورد دور از شراب لاله رنگ

مرگ عیدست آن چراغی را که بی روغن شود

ای صبا، جان تازه می گردد ز تغییر لباس

چند اوقات تو صرف بوی پیراهن شود؟

آه بی لخت جگر از دل نمی تازد به چرخ

سخت می ترسم بر این مجمر که بی روزن شود

گرد رنگ سایه نتوانست گردیدن خزان

خاکساری سد راه جرأت دشمن شود

چشم مجنون چشم لیلی را سخنگو می کند

عشق چون پر کار افتد حسن صاحب فن شود

چون بصیرت نیست، باشد حلقه بیرون در

آفتاب وماه اگر در دیده روزن شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷۷چند قرب یار از غفلت حجاب من شود؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷۸از حریصان تشنه چشمی حرص را افزون شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷۹حق طلب آسوده در دنیای باطل کی شود؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸۰یار ما از کشتن عشاق درهم کی شود؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸۱تا نگردد محو انجم مهر تابان کی شود؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸۲عیب پاکان زود بر مردم هویدا می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۸۳با وجود مرگ، کی هستی گوارا می‌شود؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۸۴دل به دشمن چون ملایم شد مصفا می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.