پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸۹

آزادگی به سلطنت جم برابرست

دست ز کار رفته به خاتم برابرست

گردی است خط یار که چون خاک کربلا

در منزلت به خون دو عالم برابرست

بیکس نواز باش که هر طفل بی پدر

در منزلت به عیسی مریم برابرست

هر حلقه ای که نیست در او ذکر حق بلند

در چشم ما به حلقه ماتم برابرست

ما آبروی خویش به گوهر نمی دهیم

بخل بجا به همت حاتم برابرست

ما همچو غنچه از دل پر خون خویشتن

داریم گوشه ای که با عالم برابرست

دلهای داغدار بود کعبه امید

شورابه سرشک به زمزم برابرست

نقد حیات در گره غنچه بسته است

عمر گل شکفته به شبنم برابرست

چون سرو تازه روی نباشد تمام عمر؟

بی حاصلی به حاصل عالم برابرست

از سینه هر دمی که برآید به یاد دوست

صائب به عمر جاوید آن دم برابرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۹۱پیش کسی که درد به درمان برابرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۹۲با آب خضر آن خط شبگون برابرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۹۳وحدت سرای دل به جهانی برابرست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۹۴بیم و امید در دل اهل جهان پر است
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۹۵با ما یکی است هر که ز مردم جداترست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹۶از شادی جهان غم دلدار خوشترست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۹۷عشق گهرشناس به دیوانه خوشترست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹۸جانهای آرمیده ز مردم رمانترست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.