پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷۹

آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست

آن طوطیم که آینه دارم دل خودست

دستم نمی رسد به گریبان ساحلی

زین بحر بیکنار کنارم دل خودست

هر مشکلی که بود گشودم به زور فکر

مانده است عقده ای که به کارم دل خودست

چون ماه چارده به سر خوان آفتاب

پیوسته رزق جان فگارم دل خودست

از دیگران چراغ نخواهد مزار من

کز سوز سینه شمع مزارم دل خودست

از شرم نیست بال و پر جستجو مرا

چون باز چشم بسته شکارم دل خودست

فارغ ز نور عاریه چون چشم روزنم

خورشید و ماه لیل و نهارم دل خودست

صائب به سرمه دگران نیست چشم من

روشنگر دو دیده تارم دل خودست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۸۱در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۸۲خال لب تو داغ دل آب کوثرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸۳پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۸۴آن را که در وطن لب نانی میسرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸۵سرچشمه نشاط دل پاک گوهرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۸۶مردن به درد عشق به دنیا برابرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ما را کلاه فقر به افسر برابرست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸۸دیوانه خموش به عاقل برابرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.