پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸۱

در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست

دست بلند، حجت عجز شناورست

رنگین ز پیچ و تاب شود چهره سخن

از خون نصیب تیغ به مقدار جوهرست

مهر از جهان ببر که غذای لطیف او

خونی است در لباس، اگر شیر مادرست

صبر گران رکاب نیاید به کار عشق

در بحر بیکنار چه حاجت به لنگرست؟

بر دل غبار کلفت ایام بار نیست

گوهر میان گرد یتیمی نکوترست

از عالم جهات، امید نجات نیست

بیچاره مهره ای که گرفتار ششدرست

دل جلوه گاه حسن به اقبال عشق شد

آیینه روشناس جهان از سکندرست

زان جلوه ها که سرو تو در کار باغ کرد

طوق گلوی فاختگان خط ساغرست

سرچشمه ای که خضر ازو چشم آب داد

در زیر دامن خط سبز تو مضمرست

صائب ز خاک چاشنی قند می برد

موری که محو حسن گلوسوز شکرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۸۳پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۸۴آن را که در وطن لب نانی میسرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸۵سرچشمه نشاط دل پاک گوهرست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۸۶مردن به درد عشق به دنیا برابرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ما را کلاه فقر به افسر برابرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۸۸دیوانه خموش به عاقل برابرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸۹آزادگی به سلطنت جم برابرست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹۰زلف معنبر تو به صد جان برابرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.