پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۶

صیقل آیینه دل غیر آه سرد نیست

هر که را در دل نباشد آه، مرد درد نیست

ای که خود را در دل ما زشت منظر دیده ای

رنگ خود را چاره کن، آیینه ما زرد نیست

دیده را در بسته وقف حسرت او کرده ایم

از نسیم مصر مارا چشم راه آورد نیست

میکشان در روز باران خسرو وقت خودند

ابر گوهربار، کم از گنج باد آورد نیست

سینه صافان را غباری گر بود بر چهره است

در درون خانه آیینه راه گرد نیست

سنگ در عصمت سرای جام جم می افکند

گر نریزد خون واعظ دختر رزمرد نیست!

روز باران، گر شب آدینه باشد، می کشد

صائب ما در میان میکشان بی درد نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵۸(عشق عالمسوز را با حسن و ایمان کار نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵۹توبه همصحبتان بر خاطر ما بار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۰پاره های دل گران بر دیده خونبار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۱عشقبازی کار هر حلاج دعوی دار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶۲افسر زرین سر آزاده را در کار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶۳گر نمی جوشیم با می از سر انکار نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶۴رحمت ایزد نصیب مردم هشیار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۵کوه غم بر خاطر آزادمردان بار نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.