پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۵

روز وصل است و دل غم دیده ما شاد نیست

طفل ما در صبح نوروزی چنین آزاد نیست

ای نسیم از زلف او بردار دست رعشه دار

ناخن این کار در سر پنجه شمشاد نیست

داغ چندین لاله و گل دید و خاکستر نشد

مرغ جان سختی چو من در بیضه فولاد نیست

تا به گردن زیر بار منت نشو و نماست

سرو از بار تعلق در چمن آزاد نیست

بر سر آزادطبعان، سایه بال هما

در گرانی هیچ کم از تیشه فولاد نیست

از نگاه عجز ما شمشیر می افتد ز دست

دیده ما را نبستن صرفه جلاد نیست

تیشه را بایست اول بر سر خسرو زدن

جوهر مردانگی در طینت فرهاد نیست

پیش عاشق در بلا بودن به از بیم بلاست

مرغ زیرک بی سراغ خانه صیاد نیست

دست ارباب قلم را یکقلم بر چوب بست

در سخن چون صائب ما هیچ کس استاد نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵۷نیست تا پاک از غرضها در سخاوت سود نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵۸(عشق عالمسوز را با حسن و ایمان کار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵۹توبه همصحبتان بر خاطر ما بار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۰پاره های دل گران بر دیده خونبار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶۱عشقبازی کار هر حلاج دعوی دار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶۲افسر زرین سر آزاده را در کار نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶۳گر نمی جوشیم با می از سر انکار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۴رحمت ایزد نصیب مردم هشیار نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.