پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

ای شب تاری غلام موی تو

روز روشن پیشکار روی تو

چاکر روز و شبم تا روز و شب

نایبند از روی تو وز موی تو

بندهٔ موی تو دل‌های جهان

بندهٔ یک مویم از گیسوی تو

از دو چشمم جوی خون انگیخته‌ست

عشق موی دلبر خوشبوی تو

عشق گویی آب خورد از جوی من

حسن گویی روی شست از جوی تو

گوی خوبی می‌برند از دلبران

غمزهٔ چوگان و مشکین گوی تو

گشت بَیّاع دل و دلال جان

قاصد کوی من اندر کوی تو

از نماز عشق فارغ نیستم

تا مرا محراب گشت ابروی تو

روزهٔ شکرانه دارم گر ز من

بد نگرداند دل بد خوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹خلعت چشم من است راحتِ دیدار تو
  2. شمارهٔ ۴۰ای سپه عشق تو بر ما زده
  3. شمارهٔ ۴۱شب شنیدستی ز روز آویخته
  4. شمارهٔ ۴۲ماه را ماند رُخش ناکاسته
  5. شمارهٔ ۴۳گر به دو رخ فتنهٔ نظّاره‌ای
  6. شمارهٔ ۴۴سپهر نیکویی را مهر و ماهی
  7. شمارهٔ ۴۵تنگ است مرا دل ز غم تنگ‌دهانی
  8. شمارهٔ ۴۶از مشک ناب سلسله بر مه فکنده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.