پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱

آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست

پنداشت که مهلتی و تأخیری هست

گو میخ مزن که خیمه می‌باید کند

گو رخت منه که بار می‌باید بست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳آن کس که خطای خویش بیند که رواست
  2. رباعی شمارهٔ ۴گر در همه شهر یک سر نیشترست
  3. رباعی شمارهٔ ۵گر خود ز عبادت استخوانی در پوست
  4. رباعی شمارهٔ ۶تا یک سر مویی از تو هستی باقیست
  5. رباعی شمارهٔ ۷بالای قضای رفته فرمانی نیست
  6. رباعی شمارهٔ ۸ماهّیِ امیدِ عمرم از شَست برفت
  7. رباعی شمارهٔ ۹دادار که بر ما در قسمت بگشاد
  8. رباعی شمارهٔ ۱۰نه هر که زمانه کار او دربندد
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.