پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۲۰۲

دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت

گر تو خواهی که به تندی برهانی بدری

یار مغلوب که در چنگ بداندیش افتاد

یاری آنست که نرمی کنی و لابه‌گری

ور به سختی و درشتی پی او خوای بود

تو از ان دشمن خونخواره ستمکارتری

کو هنوز از تن مسکین سر مویی نازرد

تو به نادانی تعجیل سرش را ببری

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۰۴اگر ممالک روی زمین به دست آری
  2. شمارهٔ ۲۰۵ای پسندیده حیف بر درویش
  3. شمارهٔ ۲۰۶شنیده‌ام که فقیهی به دشتوانی گفت
  4. شمارهٔ ۲۰۷گر از خراج رعیت نباشدت باری
  5. شمارهٔ ۲۰۸دیگران در ریاضتند و نیاز
  6. شمارهٔ ۲۰۹هر کجا خط مشکلی بکشند
  7. شمارهٔ ۲۱۰آن مکن در عمل که در عزلت
  8. شمارهٔ ۲۱۱مکافات بدی کردن حلالست
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.