پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۱۴

مرا گویند با دشمن برآویز

گرت چالاکی و مردانگی هست

کسی بیهوده خون خویشتن ریخت؟

کند هرگز چنین دیوانگی مست؟

تو زر بر کف نمی‌یاری نهادن

سپاهی چون نهد سر بر کف دست؟

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶به راه راست توانی رسید در مقصود
  2. شمارهٔ ۱۷عیب آنان مکن که پیش ملوک
  3. شمارهٔ ۱۸گر اهل معرفتی هر چه بنگری خوبست
  4. شمارهٔ ۱۹امید خلق برآور چنانکه بتوانی
  5. شمارهٔ ۲۰هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
  6. شمارهٔ ۲۱مرکب از بهر راحتی باشد
  7. شمارهٔ ۲۲پدرم بندهٔ قدیم تو بود
  8. شمارهٔ ۲۳در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.