پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱

برخیز تا طریقِ تکلّف رها کنیم

دکّانِ معرفت به دو جو بر بها کنیم

گر دیگر آن نگارِ قباپوش بگذرد

ما نیز جامه‌های تصوّف قبا کنیم

هفتاد زَلَّت از نظرِ خلق در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنیم

آن کاو به غیرِ سابقه چندین نواخت کرد

ممکن بوَد که عفو کند گر خطا کنیم

سعدی وفا نمی‌کند ایامِ سستِ مهر

این پنج روزِ عمر بیا تا وفا کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن
  2. غزل شمارهٔ ۵۴ای به باد هوس در افتاده
  3. غزل شمارهٔ ۵۵شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه
  4. غزل شمارهٔ ۵۶ای صوفیِ سرگردان، در بند نکونامی
  5. غزل شمارهٔ ۵۷آستین بر روی و نقشی در میان افکنده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۵۸چو کسی در آمد از پای و تو دستگاه داری
  7. غزل شمارهٔ ۵۹یارب از ما چه فلاح آید اگر تو نپذیری
  8. غزل شمارهٔ ۶۰هر روز باد می‌برد از بوستان گلی
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.