پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فی مدح ابش بنت سعد

فلک را این همه تمکین نباشد

فروغ مهر و مه چندین نباشد

صبا گر بگذرد بر خاک پایت

عجب گر دامنش مشکین نباشد

ز مروارید تاج خسروانیت

یکی در خوشهٔ پروین نباشد

بقای ملک باد این خاندان را

که تا باشد خلل در دین نباشد

هر آن کو سر بگرداند ز حکمت

از آن بیچاره‌تر مسکین نباشد

عدو را کز تو بر دل پای پیلست

بزن تا بیدقش فرزین نباشد

چنین خسرو کجا باشد در آفاق

وگر باشد چنین شیرین نباشد

خدا را دشمنش جایی بمیراد

که هیچش دوست بر بالین نباشد

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص)ماه فروماند از جمال محمد
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در ستایش قاضی رکن‌الدینبسا نفس خردمندان که در بند هوا ماند
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوانکدام باغ به دیدار دوستان ماند
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - وله فی مدح اتابک مظفرالدین سلجوقشاهچه نیکبخت کسانی که اهل شیرازند
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰کسی که او نظر مهر در زمانه کند
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانیاحمدالله تعالی که به ارغام حسود
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش اتابک سعدبن ابوبکر بن سعدبن زنگی بن مودودمطرب مجلس بساز زمزمهٔ عود
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - قصیدهتو را ز دست اجل کی فرار خواهد بود
همه‌ی قصاید ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.