پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰

کسی که او نظر مهر در زمانه کند

چنان سزد که همه کار عاقلانه کند

هر آنچه خاطر موری ازو بیازارد

اگرچه آب حیاتست از آن کرانه کند

قناعتست و مروت نشان آزادی

نخست خانهٔ دل وقف این دوگانه کند

چو نیک و بد به سر آید جهان همان بهتر

که زندگی همه بر طبع شادمانه کند

زبان ز گفتن و ناگفتنی نگه می‌دار

که شمع، هستی خود در سر زبانه کند

درین سرای که اول ز آخرش عدمست

به خلق خوش طلب عمر جاودانه کند

زمانه را چو شناسی که چیست عادت او

روا بود که کسی تکیه بر زمانه کند؟

به نقد خوش خور و خوش نوش و نام نیک اندوز

که عاقل از پی یک نوش صد بهانه کند

مخور غمی که به فردا چگونه خواهد بود

که چرخ عمر تو ضایع برین ترانه کند

اگرچه عالم خاکی نیرزد اندر راه

برای تیر نظر عاقلی نشانه کند

ز گوشه‌ای به جهان ناکوتر تر نبود

که تا وظایف طاعات ازو دانه کند

کسی که صحبت سعدی طلب کند در دهر

سعادت دو جهانی طلب چرا نه کند

اگرچه کار عمارت طریق دانش نیست

علی الخصوص کسی کاندرین زمانه کند

بود هر آینه نزدیک عاقلان معذور

کسی که از پی مسکن اساس خانه کند

که گرچه مرغ توکل کند به دانه و آب

به دست خود ز برای خود آشیانه کند

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش اتابک سعدبن ابوبکر بن سعدبن زنگی بن مودودمطرب مجلس بساز زمزمهٔ عود
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - قصیدهتو را ز دست اجل کی فرار خواهد بود
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - تنبیه و موعظتروزی که زیر خاک تن ما نهان شود
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهاربامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوانبه هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - مطلع دومکجا همی روَد این شاهد شکر گفتار؟
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح امیر انکیانوبس بگردید و بگردد روزگار
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - تغزل در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیواننظر دریغ مدار از من ای مه منظور
همه‌ی قصاید ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.