پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - وله فی مدح اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

چه نیکبخت کسانی که اهل شیرازند

که زیر بال همای بلندپروازند

به روزگار همایون خسرو عادل

که گرگ و میش به توفیق او هم‌آوازند

مظفرالدین سلجوقشاه کز عدلش

روان تکله و بوبکر سعد می‌نازند

خدای را به تو خلق نعمتیست چنان

کز او به شکر دگر نعمتش نپردازند

سزای خصم تو گیتی دهد که سنگ خلاف

از آسمان به سر خویشتن بیندازند

بلاغت ید بیضای موسی عمران

به کید سحر چه ماند که ساحران سازند؟

دعای صالح و صادق رقیب جان تو باد

که اهل پارس به صدق و صلاح ممتازند

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانیاحمدالله تعالی که به ارغام حسود
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش اتابک سعدبن ابوبکر بن سعدبن زنگی بن مودودمطرب مجلس بساز زمزمهٔ عود
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - قصیدهتو را ز دست اجل کی فرار خواهد بود
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - تنبیه و موعظتروزی که زیر خاک تن ما نهان شود
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهاربامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوانبه هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - مطلع دومکجا همی روَد این شاهد شکر گفتار؟
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح امیر انکیانوبس بگردید و بگردد روزگار
همه‌ی قصاید ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.