پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش اتابک سعدبن ابوبکر بن سعدبن زنگی بن مودود

مطرب مجلس بساز زمزمهٔ عود

خادم ایوان بسوز مجمرهٔ عود

قرعهٔ همت برآمد آیت رحمت

یار درآمد ز در به طالع مسعود

دوست به دنیا و آخرت نتوان داد

صحبت یوسف به از دراهم معدود

وه که ازو جور و تندیم چه خوش آید

چون حرکات ایاز بر دل محمود

روز گلستان و نوبهار چه خسبی

خیز مگر پر کنیم دامن مقصود

باغ مزین چو بارگاه سلیمان

مرغ سحر برکشیده نغمهٔ داود

راوی روشندل از عبارت سعدی

ریخته در بزم شاه لؤلؤی منضود

وارث ملک عجم اتابک اعظم

سعد ابوبکر سعد زنگی مودود

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - تنبیه و موعظتروزی که زیر خاک تن ما نهان شود
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهاربامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوانبه هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - مطلع دومکجا همی روَد این شاهد شکر گفتار؟
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح امیر انکیانوبس بگردید و بگردد روزگار
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - تغزل در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیواننظر دریغ مدار از من ای مه منظور
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - نصیحتای دل به کام خویش جهان را تو دیده گیر
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در وصف شیرازخوشا سپیده‌دمی باشد آنکه بینم باز
همه‌ی قصاید ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.