پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

خبیثات

شمارهٔ ۳

آن‌که سَروَش به قَدّ و بالا نیست

با همه راست است و با ما نیست

‌جامه‌دانِ فَراخ و سیمینَش

‌همه را جای هَست، ما را نیست

‌بوالعَجَب طاعَتی که مَن دارَم

‌که نَصیبَم ز خوان یَغما نیست

‌بَختِ ماهیِّ مَن چنان شور است

‌که به‌جز حَسرَتَش به دَریا نیست

‌اِی به زیبائی از جَهان مُمتاز

‌بی‌وَفائی مَکُن، که زیبا نیست

‌گَر تو از دوستان شَکیبائی

‌دوستان را دِلِ شَکیبا نیست

‌بی تو بَر مَن شَبی نمی‌گُذَرَد

‌که عَمودَم چو سَنگِ خارا نیست

‌ای که هم‌سنگِ دوغ در کونت

‌آب دَر مَشکِ هیچ سقّا نیست

بَر سَرِ بوق ما چِرا نَرَوی؟

‌مَگَرَت خاطِرِ تَماشا نیست؟

‌چه گُنَه کرده‌ام نِگارینا

‌که تو را بَرگِ صُحبَتِ ما نیست؟

‌بوسه‌ای بَرگِرِفتَن از دَهَنَت

‌حَسرَتَم دَر لَب است و یارا نیست

‌به جماعیم دَستگیری کُن

‌که مرا بیش از این تَمَنّا نیست

ادامه‌ی خبیثات

  1. شمارهٔ ۵زر به اَمرَد کسی دهد به‌گزاف
  2. شمارهٔ ۶دی مردکی آبِ پشت می‌‌ریخت به دشت
  3. شمارهٔ ۷تَتَری گر کُشد مُخَنَّث را
  4. شمارهٔ ۸قَلتبان تا به یاد دارد جفت
  5. شمارهٔ ۹مردکی را که زن طلاق افتاد
  6. شمارهٔ ۱۰آن شیفته را چو باد در بوق افتاد
  7. شمارهٔ ۱۱آن عهد به یاد داری و دولت و داد
  8. شمارهٔ ۱۲گفتم که بیا پیش من ای حور‌نژاد
همه‌ی خبیثات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.