پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۱

آن خال حسن که دیدمی خالی شد

وان لعبت با جمال جمالی شد

چال زنخش که جان درو می‌آسود

تا ریش برآورد سیه چالی شد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۵۳روزی نظرش بر من درویش آمد
  2. رباعی شمارهٔ ۵۴گفتم شب وصل و روز تعطیل آمد
  3. رباعی شمارهٔ ۵۵وقت گل و روز شادمانی آمد
  4. رباعی شمارهٔ ۵۶در چشم من آمد آن سهی سرو بلند
  5. رباعی شمارهٔ ۵۷در خرقهٔ توبه آمدم روزی چند
  6. رباعی شمارهٔ ۵۸گویند مرو در پی آن سرو بلند
  7. رباعی شمارهٔ ۵۹کس با تو عدو محاربت نتواند
  8. رباعی شمارهٔ ۶۰آنان که پری‌روی و شکر گفتارند
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.