پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵

آن شب که تو در کنار مایی روزست

و آن روز که با تو می‌رود نوروزست

دی رفت و به انتظار فردا منشین

دریاب که حاصل حیات امروزست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۷خیزم بروم چو صبر نامحتمل‌ست
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸آن ماه که گفتی ملک رحمانست
  3. رباعی شمارهٔ ۱۹آن سست وفا که یار دل‌سخت من است
  4. رباعی شمارهٔ ۲۰از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
  5. رباعی شمارهٔ ۲۱ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست
  6. رباعی شمارهٔ ۲۲چون حال بدم در نظر دوست نکوست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۳غازی ز پی شهادت اندر تک و پوست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۴گر دل به کسی دهند باری به تو دوست
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.