پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۳ - در محبت روحانی

چو عشقی که بنیاد آن بر هواست

چنین فتنه‌انگیز و فرمانرواست،

عجب داری از سالکان طریق

که باشند در بحر معنی غریق؟

به سودای جانان به جان مشتغل

به ذکر حبیب از جهان مشتغل

به یاد حق از خلق بگریخته

چنان مست ساقی که می ریخته

نشاید به دارو دوا کردشان

که کس مطلع نیست بر دردشان

الست از ازل همچنانشان به گوش

به فریاد قالوا بلی در خروش

گروهی عمل دار عزلت نشین

قدمهای خاکی، دم آتشین

به یک نعره کوهی ز جا بر کنند

به یک ناله شهری به هم بر زنند

چو بادند پنهان و چالاک پوی

چو سنگند خاموش و تسبیح گوی

سحرها بگریند چندان که آب

فرو شوید از دیده‌شان کحل خواب

فرس کشته از بس که شب رانده‌اند

سحرگه خروشان که وامانده‌اند

شب و روز در بحر سودا و سوز

ندانند ز آشفتگی شب ز روز

چنان فتنه بر حسن صورت‌نگار

که با حسن صورت ندارند کار

ندادند صاحبدلان دل به پوست

وگر ابلهی داد، بی‌مغز اوست

می صرف وحدت کسی نوش کرد

که دنیا و عقبی فراموش کرد

ادامه‌ی باب سوم در عشق و مستی و شور

  1. بخش ۵ - حکایت در معنی اهل محبتشنیدم که بر لحن خنیاگری
  2. بخش ۶ - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشقیکی شاهدی در سمرقند داشت
  3. بخش ۷ - حکایت در فدا شدن اهل محبت و غنیمت شمردنیکی تشنه می‌گفت و جان می‌سپرد
  4. بخش ۸ - حکایت صبر و ثبات روندگانچنین نقل دارم ز مردان راه
  5. بخش ۹ - حکایتشنیدم که پیری شبی زنده داشت
  6. بخش ۱۰ - حکایتیکی در نشابور دانی چه گفت
  7. بخش ۱۱ - حکایت در صبر بر جفای آن که از او صبر نتوان کردشکایت کند نوعروسی جوان
  8. بخش ۱۲ - حکایتطبیبی پری‌چهره در مرو بود
همه‌ی باب سوم در عشق و مستی و شور ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.