پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب دوم در احسان

بخش ۴ - گفتار اندر احسان با نیک و بد

گره بر سر بند احسان مزن

که این زرق و شید است و آن مکر و فن

زیان می‌کند مرد تفسیر‌دان

که علم و ادب می‌فروشد به نان

کجا عقل یا شرع فتوی دهد

که اهل خرد دین به دنیا دهد؟

ولیکن تو بستان که صاحب‌خرد

از ارزان‌فروشان به رغبت خرد

ادامه‌ی باب دوم در احسان

  1. بخش ۶ - حکایت ممسک و فرزند ناخلفیکی رفت و دینار از او صد هزار
  2. بخش ۷ - حکایتبزارید وقتی زنی پیش شوی
  3. بخش ۸ - حکایتشنیدم که پیری به راه حجاز
  4. بخش ۹ - حکایتبه سرهنگ سلطان چنین گفت زن
  5. بخش ۱۰ - حکایت کرم مردان صاحبدلیکی را کرم بود و قوت نبود
  6. بخش ۱۱ - حکایتیکی در بیابان سگی تشنه یافت
  7. بخش ۱۲ - گفتار اندر گردش روزگارتو با خلق سهلی کن ای نیکبخت
  8. بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت بر ضعیفان و اندیشه در عاقبتبنالید درویشی از ضعف حال
همه‌ی باب دوم در احسان ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.