پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب دوم در احسان

بخش ۱۲ - گفتار اندر گردش روزگار

تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت

که فردا نگیرد خدا با تو سخت

گر از پا در آید، نماند اسیر

که افتادگان را بود دستگیر

به آزار فرمان مده بر رهی

که باشد که افتد به فرماندهی

چو تمکین و جاهت بود بر دوام

مکن زور بر ضعف درویش عام

که افتد که با جاه و تمکین شود

چو بیدق که ناگاه فرزین شود

نصیحت شنو مردم دوربین

نپاشند در هیچ دل تخم کین

خداوند خرمن زیان می‌کند

که بر خوشه‌چین سر گران می‌کند

نترسد که نعمت به مسکین دهند

وزآن بار غم بر دل این نهند؟

بسا زورمندا که افتاد سخت

بس افتاده را یاوری کرد بخت

دل زیر دستان نباید شکست

مبادا که روزی شوی زیردست

ادامه‌ی باب دوم در احسان

  1. بخش ۱۴ - حکایتیکی سیرت نیکمردان شنو
  2. بخش ۱۵ - گفتار اندر ثمره جوانمردیببخش ای پسر کآدمی زاده صید
  3. بخش ۱۶ - حکایت در معنی صید کردن دلها به احسانبه ره بر یکی پیشم آمد جوان
  4. بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباهیکی روبَهی دید بی دست و پای
  5. بخش ۱۸ - حکایتشنیدم که مردی است پاکیزه بوم
  6. بخش ۱۹ - حکایت حاتم طائی و صفت جوانمردی اوشنیدم در ایام حاتم که بود
  7. بخش ۲۰ - حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزادمردیندانم که گفت این حکایت به من
  8. بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص)شنیدم که طی در زمان رسول
همه‌ی باب دوم در احسان ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.