پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب دوم در احسان

بخش ۱۵ - گفتار اندر ثمره جوانمردی

ببخش ای پسر کآدمی زاده صید

به احسان توان کرد و، وحشی به قید

عدو را به الطاف گردن ببند

که نتوان بریدن به تیغ این کمند

چو دشمن کرم بیند و لطف و جود

نیاید دگر خبث از او در وجود

مکن بد که بد بینی از یار نیک

نروید ز تخم بدی بار نیک

چو با دوست دشخوار گیری و تنگ

نخواهد که بیند تو را نقش و رنگ

و گر خواجه با دشمنان نیکخوست

بسی بر نیاید که گردند دوست

ادامه‌ی باب دوم در احسان

  1. بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباهیکی روبَهی دید بی دست و پای
  2. بخش ۱۸ - حکایتشنیدم که مردی است پاکیزه بوم
  3. بخش ۱۹ - حکایت حاتم طائی و صفت جوانمردی اوشنیدم در ایام حاتم که بود
  4. بخش ۲۰ - حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزادمردیندانم که گفت این حکایت به من
  5. بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص)شنیدم که طی در زمان رسول
  6. بخش ۲۲ - حکایت حاتم طائیز بنگاه حاتم یکی پیرمرد
  7. بخش ۲۳ - حکایتیکی را خری در گل افتاده بود
  8. بخش ۲۴ - حکایتشنیدم که مغروری از کبر مست
همه‌ی باب دوم در احسان ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.