پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب دوم در احسان

بخش ۱ - سر آغاز

اگر هوشمندی به معنی گرای

که معنی بماند ز صورت به جای

که را دانش و جود و تقوی نبود

به صورت درش هیچ معنی نبود

کسی خسبد آسوده در زیر گل

که خسبند از او مردم آسوده دل

غم خویش در زندگی خور که خویش

به مرده نپردازد از حرص خویش

زر و نعمت اکنون بده کان تست

که بعد از تو بیرون ز فرمان تست

نخواهی که باشی پراکنده دل

پراکندگان را ز خاطر مهل

پریشان کن امروز گنجینه چست

که فردا کلیدش نه در دست تست

تو با خود ببر توشه خویشتن

که شفقت نیاید ز فرزند و زن

کسی گوی دولت ز دنیا برد

که با خود نصیبی به عقبی برد

به غمخوارگی چون سرانگشت من

نخارد کس اندر جهان پشت من

مکن، بر کف دست نه هر چه هست

که فردا به دندان بری پشت دست

به پوشیدن ستر درویش کوش

که ستر خدایت بود پرده پوش

مگردان غریب از درت بی نصیب

مبادا که گردی به درها غریب

بزرگی رساند به محتاج خیر

که ترسد که محتاج گردد به غیر

به حال دل خستگان در نگر

که روزی تو دلخسته باشی مگر

درون فروماندگان شاد کن

ز روز فروماندگی یاد کن

نه خواهنده‌ای بر در دیگران؟

به شکرانه خواهنده از در مران

ادامه‌ی باب دوم در احسان

  1. بخش ۳ - حکایت ابراهیم علیه‌السلامشنیدم که یک هفته ابن‌السبیل
  2. بخش ۴ - گفتار اندر احسان با نیک و بدگره بر سر بند احسان مزن
  3. بخش ۵ - حکایت‌ِ عابد با شوخ‌دیدهزبان‌دانی آمد به صاحبدلی
  4. بخش ۶ - حکایت ممسک و فرزند ناخلفیکی رفت و دینار از او صد هزار
  5. بخش ۷ - حکایتبزارید وقتی زنی پیش شوی
  6. بخش ۸ - حکایتشنیدم که پیری به راه حجاز
  7. بخش ۹ - حکایتبه سرهنگ سلطان چنین گفت زن
  8. بخش ۱۰ - حکایت کرم مردان صاحبدلیکی را کرم بود و قوت نبود
همه‌ی باب دوم در احسان ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.