پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۷۱ - در تعریف عمارت و مدح بورشد رشید خاص

ای همایون بنای آهو پای

آهویی نانهاده در تو خدای

ایمن از مکر و قصد یکدیگر

در تو شیران و آهوان سرای

سقف تو چون فلک نگارپذیر

حسن تو چون بهشت روح افزای

نقش دلبند دلگشای ترا

خامه فتنه بود چهره گشای

کرده با مطربان صدای خمت

به نشاط تمام هایاهای

گفته با زایران صریر درت

مرحبا مرحبا درآی درآی

روی دیوار تو ز بس پیکر

شکل عالم گرفته سر تا پای

هم در او مرکبان گور سرین

هم در او سرکشان تیغ گرای

خورده آسیب شیر او نخجیر

مانده خرطوم پیل او در وای

دست چنگیش بر دویده به چنگ

لب نائیش دردمیده بنای

می پرستش میی چشیده به رنگ

رشگ تاج خروس و چشم همای

سوده از رزمگاه مجلس او

قالب رزم خواه بزم آرای

لیک آرام داده هر یک را

حشمت خاص شاه بر یک جای

ناصر حق جمال ملت و ملک

صدر دنیا رشید روشن رای

آنکه با عدل او نیارد گفت

سخن کاه طبع کاه ربای

وآنکه بی حرز او نداند گشت

گرد سوراخ مارمار افسای

دایمش در چنین بنا خواهم

شاد کامی و خرمی افزای

سایه قصر او نپیموده

قرص خورشید آسمان پیمای

جامه عمر او نفرسوده

گردش گنبد جهان فرسای

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۳ - ایضاً لهبا اهل خرد جهان بکین است
  2. شمارهٔ ۷۴ - ایضاً لهزریر رای رزین ای به حق سپهسالار
  3. شمارهٔ ۷۵ - ایضاً لهزهی دست وزارت از تو با زور
  4. شمارهٔ ۷۶ - ایضاً لهمیمون شد و فرخ و مبارک
  5. شمارهٔ ۷۷ - ایضاً لهمیل کرد آفتاب سوی شمال
  6. شمارهٔ ۷۸ - ایضاً لهبه گردون نور اختر می فرستم
  7. شمارهٔ ۷۹ - در جواب نظم نجم دین نامی گفتهگلی سوی خلد برین می‌فرستم
  8. شمارهٔ ۸۰ - ایضاً لهحضرتی شد بزرگ چون غزنین
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.