پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۷۹ - در جواب نظم نجم دین نامی گفته

گلی سوی خلد برین می‌فرستم

شبه پیش در ثمین می‌فرستم

یکی نقش کژ از پی زیب و زینت

به تحفه بر حور عین می‌فرستم

کلامی رکیک از پی استفادت

به هدیه به روح‌الامین می‌فرستم

همانا کم است این به صد ره ز ذره

که زی آفتاب مُبین می‌فرستم

ندارد خطر در بر آب حیوان

حلابی که از پارگین می‌فرستم

فروغی مزور سراسر کثافت

به نوبر به چرخ برین می‌فرستم

یکی شعله کان هیچ پرتو ندارد

بر حضرت نجم دین می‌فرستم

هنرپرورا این ز بی‌خُردِگی دان

که زی خرده‌دان مهین می‌فرستم

به ملک سخن در تو جمشید و آنگه

منت از سفالی نگین می‌فرستم

دریغ ار گزین بودی این نظم زیرا

که نزدیک طبع‌گزین می‌فرستم

هزار آفرین تحفه هر صبح و شامی

بدان طبع سِحرآفرین می‌فرستم

نباشد مرا درخور تو جوابی

به جای جواب آفرین می‌فرستم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۸۱ - ایضاً لهخسروا گیتی به عدل آباد کن
  2. شمارهٔ ۸۲ - در مدح سلطان مسعود بن ابراهیم و پسرش شیرزاد عضدالدولةنو گشت به فر ملک این صفه زرین
  3. شمارهٔ ۸۳ - ایضاً لهسپاه دولت و دیدن اندر آمدست بزین
  4. شمارهٔ ۸۴ - ظاهرا در مدح سیف الدوله محمود بن ابراهیم سروده شد در هنگامی که بغزو هندوستان بسیجیده بودشاد باش ای مطاع فتنه نشان
  5. شمارهٔ ۸۵ - در مدح ثقة الملک طاهر بن علیثقة الملک خاص و خازن شاه
  6. شمارهٔ ۸۶ - در مدح علاء الدین اسعدای باد صبحدم که ز دم روح پروری
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.