پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۷۸ - ایضاً له

به گردون نور اختر می فرستم

به دریا در و عنبر می فرستم

به فردوس برین سرو و صنوبر

بر طوبی بنوبر می فرستم

به بزم حور کانجا روح ساقی است

به تحفه شاخ عبهر می فرستم

به خوزستان ز نادانی و شوخی

متاع قند و شکر می فرستم

چه می گویم خلاب پارگینی است

که سوی آب کوثر می فرستم

غلط گفتم ز ذره کمتر است این

که زی خورشید انور می فرستم

سوی یاقوت و لعل از ریش گاوی

فروغ مهره خر می فرستم

چو موسی طالب خضرم وگرنه

چرا قطره به اخضر می فرستم

از این قلب تبهره درهمی چند

به سوی درهمی چر می فرستم

نه بی شرمی است گر نه ذره خاک

چرا زی مشک اذفر می فرستم

نه خود را می نهم خوارانه خاری

چرا زی ورد احمر می فرستم

فراهم کرده ای را مفلسانه

بر طبع توانگر می فرستم

هنرمندا به تحفه پیش خدمت

سخنهای مبتر می فرستم

هزاران کاروان شوق هر دم

پیاپی همچو شکر می فرستم

اگر بادی وزد در صحبت او

دو صد آه معنبر می فرستم

سخن نزدت فرستادم بهر حال

قران هم زی پیمبر می فرستم

عروس نظم باری بکر بودی

که نزد چون تو شوهر می فرستم

به چونین حضرتی چونین سخنها

اگر چه نیست در خور می فرستم

چو نظمی نیستم شایسته تو

سخن زین روی ابتر می فرستم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۸۰ - ایضاً لهحضرتی شد بزرگ چون غزنین
  2. شمارهٔ ۸۱ - ایضاً لهخسروا گیتی به عدل آباد کن
  3. شمارهٔ ۸۲ - در مدح سلطان مسعود بن ابراهیم و پسرش شیرزاد عضدالدولةنو گشت به فر ملک این صفه زرین
  4. شمارهٔ ۸۳ - ایضاً لهسپاه دولت و دیدن اندر آمدست بزین
  5. شمارهٔ ۸۴ - ظاهرا در مدح سیف الدوله محمود بن ابراهیم سروده شد در هنگامی که بغزو هندوستان بسیجیده بودشاد باش ای مطاع فتنه نشان
  6. شمارهٔ ۸۵ - در مدح ثقة الملک طاهر بن علیثقة الملک خاص و خازن شاه
  7. شمارهٔ ۸۶ - در مدح علاء الدین اسعدای باد صبحدم که ز دم روح پروری
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.