پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان مسعود ابراهیم غزنوی و صفت قصری از قصوروی

این بهار طرب نهال سرور

که به فرمان شاه شد معمور

روضه عشر تست و بیضه لهو

موقف رامش است و موضع سور

آب او آب زمزم و کوثر

خاک او خاک عنبر و کافور

شکل او نابسوده دست صبا

شبه او ناسپرده پای دبور

صفت او به گوش دل نزدیک

صورت او ز چشم حادثه دور

شده بر مدح مادحش مولع

گشته در عشق عاشقش معذور

گوئی از مایه مزاج فلک

قبه رست از زمین پر نور

بلقا با بهشت سوده عنان

به بقا یافت از ازل منشور

کامران باد و کامکار در او

خسرو عصر در سنین و شهور

پشت محمودیان ملک مسعود

روی بازار دولت منصور

آنکه جوید رضای او قیصر

وانکه دارد هوای او فغفور

آنکه در قمع کفر و نصرت حق

ننگرد همتش به حور و قصور

وانکه از عدل او رحیق شود

آب مسموم در دم زنبور

وانکه در ملک او جدا ماند

چنگ شاهین ز دامن عصفور

تا ز لهو و نشاط بهره دهند

ناله چنگ و نغمه طنبور

شاه را در چنین بنا خواهم

شده خرم ز شیره انگور

راوی بنده خوانده در مجلس

مدحت فتح مرو و نیشابور

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۸ - در مدح منصور سعیدای سرافراز عالم ای منصور
  2. شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان ابراهیمنظام عالم و خورشید ملک و ذات هنر
  3. شمارهٔ ۴۰ - در مدح سیف الدوله ابوالقاسم محمود بن سلطان ابراهیم غزنویآمد آن مایه سعادت باز
  4. شمارهٔ ۴۱ - در مدح منصور سعیدشاد باش ای پیشکار دین و دولت شاد باش
  5. شمارهٔ ۴۲ - ایضاً لهای چو نام تو اعتقاد تو پاک
  6. شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان مسعود بن ابراهیمگاه مسعود تاجدار ملک
  7. شمارهٔ ۴۴ - در مدح بورشد رشید محتاجبورشد رشید ای جمال ملک
  8. شمارهٔ ۴۵ - در مدح خواجه منصور سعید احمدآمد از حوت برنهاده ثقل
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.