پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۳۸ - در مدح منصور سعید

ای سرافراز عالم ای منصور

وی به صدر تو اختلاف صدور

ای به‌قدر آسمانِ قایم‌ذات

ای به رای آفتاب زاید نور

روزگاری وز تو دشمن و دوست

به مصیبت رسیده اند و به سور

بسته حکم تو در قلوب و رقاب

جسته امر تو در سنین و شهور

همه گفتار تو به حق نزدیک

همه کردار تو ز باطل دور

برق لامع به جای فهم تو کند

صبح صادق به جنب و هم تو زور

شیر بی پاس تو شکار شگال

باز بی عون تو خور عصفور

نیش کره تو بردم کژدم

نوش رفق تو در سر زنبور

گر به خواهی حمایت تو شود

چون حرم حامی وحوش و طیور

ور بکوشی کفایت تو نهد

یوغ بر گردن صبا و دبور

در سیاقت بگاه خیره تر است

روز بدخواه تو ز ضرب کسور

کار داریست عدل تو معمار

گشته اسباب ملک از او معمور

پادشاهی است نفس تو قاهر

شده دیو هوا به دو مقهور

دیگ مقهور چرخ ناپخته

بوی علم تو آید از مقدور

لوح محفوظ را همانا نیست

از وقوف تو خیر و شر مستور

ویحک آن مصری مجوف چیست

لون او لون عاشق مهجور

نظم تو نقش و سحر واو نقاش

نثر تو گنج در واو گنجور

زو هراسان جهان واو ساکن

زو تن آسان سپاه و او رنجور

دست بر سر گرفته والی ظلم

از چنو والی و چنو دستور

گاه تفویض کرده آمر عدل

نه چو تو آمر و چنو مامور

منعما مکرما خداوندا

شاکرند از تو خلق و تو مشکور

خشم و حلم تو در ثواب و عقاب

دو بزرگند ناصبور و صبور

نکشی چو به سهو حری غین

نخری جز به عرق جود غرور

پیش معروف تو چه وزن آرد

حاصل حق عرض لو هاور

تا نگردد می مروق تلخ

هم در انگور شیره انگور

فضل جاه ترا مباد شکست

ربع تخت ترا مباد قصور

موکبت جفت فتح باد و ظفر

مجلست یار لهو باد و سرور

ساخته عرضت از هنر مرقد

یافته عمرت از بقا منشور

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۰ - در مدح سیف الدوله ابوالقاسم محمود بن سلطان ابراهیم غزنویآمد آن مایه سعادت باز
  2. شمارهٔ ۴۱ - در مدح منصور سعیدشاد باش ای پیشکار دین و دولت شاد باش
  3. شمارهٔ ۴۲ - ایضاً لهای چو نام تو اعتقاد تو پاک
  4. شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان مسعود بن ابراهیمگاه مسعود تاجدار ملک
  5. شمارهٔ ۴۴ - در مدح بورشد رشید محتاجبورشد رشید ای جمال ملک
  6. شمارهٔ ۴۵ - در مدح خواجه منصور سعید احمدآمد از حوت برنهاده ثقل
  7. شمارهٔ ۴۶ - در مدح خواجه ابوسعد بابوفلک در سایه پر حواصل
  8. شمارهٔ ۴۷ - در مدح سلطان ابراهیمای به ذات تو ملک گشته جلیل
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.