پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۴۱ - در مدح منصور سعید

شاد باش ای پیشکار دین و دولت شاد باش

دایم اندر دین و دولت زفت باش و راد باش

رایت اسلام را همنام گشتی دیرزی

با تک او هم تک بازاد او همزاد باش

ملک را در عدل حاکم عدل را در حق گواه

شاه را در عرض نایب عرض را استاد باش

هر کجا فریاد خیزد مقصد فریاد شو

سایه بر مظلوم گستر آفتاب داد باش

نیکخواهت بی شرر تیغیست او را آب ده

بدسکالت پر ضرر گردی ست او را باد باش

تا جهان بر جای ماند با جهان بر جان مان

تا بزرگی یاد باشد با بزرگی یاد باش

با چنین اقبال خیز و با چنین مسند نشین

زی چنین مجلس گرای و در چنین بنیاد باش

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان مسعود بن ابراهیمگاه مسعود تاجدار ملک
  2. شمارهٔ ۴۴ - در مدح بورشد رشید محتاجبورشد رشید ای جمال ملک
  3. شمارهٔ ۴۵ - در مدح خواجه منصور سعید احمدآمد از حوت برنهاده ثقل
  4. شمارهٔ ۴۶ - در مدح خواجه ابوسعد بابوفلک در سایه پر حواصل
  5. شمارهٔ ۴۷ - در مدح سلطان ابراهیمای به ذات تو ملک گشته جلیل
  6. شمارهٔ ۴۸ - در مدح سیف الدوله محمودفتح و ظفر و نصرت و فیروزی و اقبال
  7. شمارهٔ ۴۹ - در مدح ابوسعید بابوای طبع تو فصل بهار خرم
  8. شمارهٔ ۵۰ - در مدح عبدالحمید احمد عبدالصمدبیار ای پسر ای ساقی کرام
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.