پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۴۹ - در مدح ابوسعید بابو

ای طبع تو فصل بهار خرم

ای جود تو اصل نوای عالم

ای روی بزرگان آل بابو

ای پشت ضعیفان نسل آدم

در مدح تو عاجز بنان و خامه

بر نام تو عاشق نگین و خاتم

حکمت به عدالت عریضه حق

امرت به ولایت نتیجه جم

از قدر تو عضوی مقام اعلا

از جاه تو جزوی سپهر اعضم

از مهر تو بوئی نسیم جنت

از کین تو دودی دم جهنم

حلم تو ز هم گوشگان نخوانده

جز تابعه دلورا مقدم

نفس تو ز هم کنیتان نکرده

جز عاقله حوت را مسلم

چون تیغ زند آفتاب رایت

بر ابر بگرید کمان رستم

چون نیزه گذارد شهاب سهمت

برقش بخورد خون دیو ضیغم

کریاس ترا رفق تو ندارد

درسد تو یأجوج وار بر کم

کوهی ببرد سیل او به یک تک

بحری بکشد تیغ او به یک دم

برشخ جوتک آورد بر سر شخ

در یم چو گذر کرد بر لب یم

باشند پلنگان ولیکن از طبع

مانند نهنگان ولیکن ادهم

گویی که ز پاس تو بود خواهد

هنگام نزول مسیح مریم

. . .

تا روی زمین . . . سلم

زاد است جهان از جهان فضلت

چون حرف روی از حروف معجم

رسته است بهار از بهار عدلت

چون شاخ فزونی ز شاخ جوجم

کشتی که ز عون تو کشت گشته

او را نکند باد قبله بی نم

قفلی که به سعی تو شد گشاده

در وی نشود هیچ پره محکم

تا سال و مه آورد گاه گیتی

پر نقش پی اشهب است و ادهم

عیش تو هنی باد و بخت خندان

نفس تو قوی باد و روح بی غم

در حکم تو آینده و شونده

نوروز بزرگ و بهار خرم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۱ - در مدح علاء الدوله ابوسعد سلطان مسعود بن سلطان ابراهیم بن سلطان مسعود بن محمود بن سبکتکیننظام گیرد کار هوا بدین هنگام
  2. شمارهٔ ۵۲ - در مدح سلطان ابراهیمسپهر دولت و دین آفتاب هفت اقلیم
  3. شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان ابراهیمروی بازار ملک هفت اقلیم
  4. شمارهٔ ۵۴ - در مدح سلطان ابراهیمموکب جشن خاص شاه عجم
  5. شمارهٔ ۵۵ - در مدح بوحلیم شیبانیای قوی رای کدخدای عجم
  6. شمارهٔ ۵۶ - ایضاً لهزهی بزرگ عطاراد سرفراز همام
  7. شمارهٔ ۵۷ - در مدح سلطان علاء الدوله ابو سعید مسعود بن ابراهیمشه باز به حضرت رسید هین
  8. شمارهٔ ۵۸ - در مدح ابوحلیم زریر شیبانیای سپهسالار شرق ای پشت ملک ای صدر دین
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.