پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۵۶ - ایضاً له

زهی بزرگ عطاراد سرفراز همام

تو را رسد که گذاری به فضل و رادی گام

تو آن جوادی کز حرص جود معروفت

زبان قمقام آید به کار چون صمصام

ز شاخ بر تو سایل دو مغزه افشاند

بر مبارک آن چون دو مغزه بادام

امل ز دریا پرسید چون خیال تو دید

که تو کدامی و بخشنده خدای کدام

همیشه بادی در کام‌ها رسیده دلت

چنان که از تو جهانی رسیده‌اند به کام

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۸ - در مدح ابوحلیم زریر شیبانیای سپهسالار شرق ای پشت ملک ای صدر دین
  2. شمارهٔ ۵۹ - در مدح ابوسعید بابوآمد آن تیر ماه سرد سخن
  3. شمارهٔ ۶۰ - در مدح سلطان ابراهیم یا سیف الدوله محمود بن ابراهیمماه ملک آمد از خسوف برون
  4. شمارهٔ ۶۱ - ایضاً لهای جمال ترا کمال قرین
  5. شمارهٔ ۶۲ - ایضاً لهای شرق و غرب عالم گشته به کام تو
  6. شمارهٔ ۶۳ - ایضاً لهای بکوجاه برده موکب شاه
  7. شمارهٔ ۶۴ - در مدح سیف الدوله محمود بن ابراهیمنظام ملک و ولایت جمال تاج و کلاه
  8. شمارهٔ ۶۵ - ایضاً لهای سرافراز تاج و والاگاه
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.