پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۴۸ - در مدح سیف الدوله محمود

فتح و ظفر و نصرت و فیروزی و اقبال

با عز خداوند قرین بودند امسال

مشهور شد از رایت او آیت مهدی

منسوخ شد از هیبت او فتنه دجال

شاهان سرافراز نهادند بدو روی

رایان قوی رأی سپردند بدو مال

بنمود بدو حکم قضا قدرت و امکان

بفزرد بدو دولت دین حشمت و اجلال

شاهی است که عزم حشمش دود برآورد

از دوده فرعونان وز مجمع اضلال

بحری است که موج سپهش گرد برانگیخت

از قلعه رودابه و از لشکر جیپال

چندان علم شیر برافراشت که بفزود

زایشان به فلک برج اسد بی عدد اشکال

چندان گله پیل بیاورد که برخاست

زایشان به زمین اندر بی زلزله زلزال

شاها ملکا رمح تو چون معجز موسی

شاخی است که با او نرود حیلت محتال

آموخته زاید بچه شیر ز مادر

از عدل تو در پنجه نهان کردن چنگال

روزی که همی گریند اشخاص بر ارواح

وقتی که همی خندند آجال بر آمال

بر خاک زمین وصل کند باد هوا پر

وز باد هوا باز کند خاک زمین بال

گه عقل پریشان شود از جرعه شمشیر

گه طبل خروشان شود از دره طبال

دیو ازالم خشت تو بر خشت زند سر

کوه از فزع گرز تو در برز کند یال

آنی که ز کردار تو آرد گهر استاد

وانی که ز گفتار تو سازد هنر امثال

گر وهم تو بر خاطر ابدال گذشتی

در علم ازل چنگ زدی خاطر ابدال

ور قوت عقل تو به صلصال رسیدی

بی روح بجنبیدی در ساعت صلصال

تا معدن اعدای تو اطلال ندیدند

ظاهر نشد از عدل تو کیفیت اطلال

اندر خطر زخم تو چون نال شود کوه

واندر نظر رحم تو چون کوه شود نال

تا از پس و بیشند کم و بیش و بد نیک

تا در تک و پویند شب و روز و مه و سال

طبع و دل و طبل و علم ورای تو بیناد

فتح و ظفر و نصرت و فیروزی و اقبال

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۰ - در مدح عبدالحمید احمد عبدالصمدبیار ای پسر ای ساقی کرام
  2. شمارهٔ ۵۱ - در مدح علاء الدوله ابوسعد سلطان مسعود بن سلطان ابراهیم بن سلطان مسعود بن محمود بن سبکتکیننظام گیرد کار هوا بدین هنگام
  3. شمارهٔ ۵۲ - در مدح سلطان ابراهیمسپهر دولت و دین آفتاب هفت اقلیم
  4. شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان ابراهیمروی بازار ملک هفت اقلیم
  5. شمارهٔ ۵۴ - در مدح سلطان ابراهیمموکب جشن خاص شاه عجم
  6. شمارهٔ ۵۵ - در مدح بوحلیم شیبانیای قوی رای کدخدای عجم
  7. شمارهٔ ۵۶ - ایضاً لهزهی بزرگ عطاراد سرفراز همام
  8. شمارهٔ ۵۷ - در مدح سلطان علاء الدوله ابو سعید مسعود بن ابراهیمشه باز به حضرت رسید هین
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.