پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۳۵ - در مدح خواجه سعید بابو

آمد آن شرع را شعار و دثار

آمد آن ملک را یمین و یسار

خواجه بوسعد کارنامه سعد

پشت بابوئیان و روی تبار

دولتش در زمانه بسته زمام

همتش بر سپهر گشته سوار

قاصد عزمش آتشین رگ و پی

باره حزمش آهنین بن و بار

موکب فضل گرد او انبوه

مرکب عقل زیر او رهوار

وهم او دیده باد را صورت

سهم او کرده کوه را شدیار

طبع او پایمرد و مردم گیر

خلق او دستگیر و مردم دار

چرخ تیغ مرادش آهخته

کشته از خیر و شر در او نم و نار

دهر شاخ دهاش پرورده

زاده از مهر و کین بر او گل و خار

امن و خوفش دهنده خواب و سهر

مهر و کینش نهنده منبر و دار

بار ور جود او چو ابر سفید

بارکش حلم او چو زر عیار

طمعش لاغر و نظر فربه

سقطش اندک و نکت بسیار

جوق جوقش سرائیان شگرف

خیل خیلش سپاهیان عیار

رمح هر یک شهاب عیبه گسل

تیغ هر یک درخش خاره گذار

رنگ شبدیز آن ستاره پذیر

نعل گلگون این هلال نگار

همه رستم کمان و آرش تیر

همه آهو سوار و شیر شکار

همه در کار خدمتش کامل

همه در شغل طاعتش بیدار

ای ز جود تو گشته کوته بخل

ای به عجز تو خفته قامت عار

آن سواد است مایه دار دلت

که درو علم را جهد بازار

وان ستاره است سایبان درت

که از او آفتاب خواهد بار

زایرت را قدر کمین نکند

در امل بی گشاد استظهار

زلتت را قضا گذر ندهد

از هوا بی گشاد استغفار

تا برافراز باشد و به نشیب

آتش و آب را ره رفتار

بدسگال ترا چو میخ به سنگ

خسته خواهیم و بسته بر دیوار

نیک خواه ترا به فر تو باد

تندرستی و ایمنی و یسار

مدح خوان تو مکرم شعرا

وصف گوی تو معطی احرار

همچنین بر تو فرخ و میمون

اول و آخر خزان و بهار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود ابراهیمای ملک را جمال تو افزوده کار و بار
  2. شمارهٔ ۳۸ - در مدح منصور سعیدای سرافراز عالم ای منصور
  3. شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان ابراهیمنظام عالم و خورشید ملک و ذات هنر
  4. شمارهٔ ۴۰ - در مدح سیف الدوله ابوالقاسم محمود بن سلطان ابراهیم غزنویآمد آن مایه سعادت باز
  5. شمارهٔ ۴۱ - در مدح منصور سعیدشاد باش ای پیشکار دین و دولت شاد باش
  6. شمارهٔ ۴۲ - ایضاً لهای چو نام تو اعتقاد تو پاک
  7. شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان مسعود بن ابراهیمگاه مسعود تاجدار ملک
  8. شمارهٔ ۴۴ - در مدح بورشد رشید محتاجبورشد رشید ای جمال ملک
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.