پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۳۱ - ایضاً له

ساقیا جام دل افروز بیار

فتح شه یاد کن و می بگسار

فتح قنوج که شمشیرش کرد

اندرین فتح شه آورد شکار

لشکرش گرد برآورد از خون

هیبتش کوه فرو برده به غار

شل او بر کتف گرگ نشست

جوهر گرگ فرو ماند ز کار

جرعه او به لب شیر رسید

بسر شیر درافتاد خمار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۳ - در مدح سپهسالار ابوحلیم زریر شیبانیاز جهان آفرین هزار هزار
  2. شمارهٔ ۳۴ - در مدح ابوالقاسم خاصعمید دولت عالی و خاص مجلس میر
  3. شمارهٔ ۳۵ - در مدح خواجه سعید بابوآمد آن شرع را شعار و دثار
  4. شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان مسعود ابراهیم غزنوی و صفت قصری از قصورویاین بهار طرب نهال سرور
  5. شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود ابراهیمای ملک را جمال تو افزوده کار و بار
  6. شمارهٔ ۳۸ - در مدح منصور سعیدای سرافراز عالم ای منصور
  7. شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان ابراهیمنظام عالم و خورشید ملک و ذات هنر
  8. شمارهٔ ۴۰ - در مدح سیف الدوله ابوالقاسم محمود بن سلطان ابراهیم غزنویآمد آن مایه سعادت باز
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.