پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۳۰ - ایضاً له

چو صاحب طالع خویش است مسعود

ملک مسعود ابراهیم مسعود

به عدل و فضل و جود و حشمت و جاه

رسانید است عالم را به مقصود

جهانی داندش دانا نه فانی

سپاهی خواندش خوانا نه معدود

نه چون ذاتش بود کوشنده هر ذات

نه چون عود اوفتد بوینده هر عود

به ملک اندر فریدون است و جمشید

به حکم اندر سلیمان ست و داود

«گذشته در جلالش از فلک قدر

سرشته با وجودش از ازل جود»

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۲ - در مدح سپهسالار بوحلیم زریر شیبانی سپهسالار سلطان مسعود بن سلطان ابراهیمز کسب جاه پدر شاد باد و برخوردار
  2. شمارهٔ ۳۳ - در مدح سپهسالار ابوحلیم زریر شیبانیاز جهان آفرین هزار هزار
  3. شمارهٔ ۳۴ - در مدح ابوالقاسم خاصعمید دولت عالی و خاص مجلس میر
  4. شمارهٔ ۳۵ - در مدح خواجه سعید بابوآمد آن شرع را شعار و دثار
  5. شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان مسعود ابراهیم غزنوی و صفت قصری از قصورویاین بهار طرب نهال سرور
  6. شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود ابراهیمای ملک را جمال تو افزوده کار و بار
  7. شمارهٔ ۳۸ - در مدح منصور سعیدای سرافراز عالم ای منصور
  8. شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان ابراهیمنظام عالم و خورشید ملک و ذات هنر
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.