پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۲۸ - در مدح عبدالحمید احمد عبدالصمد

ترتیب ملک و قاعده حلم و رسم داد

عبدالحمید احمد عبدالصمد نهاد

رایش به مشرق اندر جرمی منور است

خورشید از او برآید هر روز بامداد

بی حلم او بطبع بپرد چو باد خاک

بی امر او ز جای نجنبد چو خاک باد

عقل اوستاد اوست ولیکن کفایتش

بگذشت از آنچه حاجتش آید به اوستاد

زو بختیارتر به فلک بر فلک نبود

زو نامدارتر به جهان در جهان نزاد

برخاست بخل و خواست که با جود برزند

چون دست او بدید ز پای اندر اوفتاد

بنمود خاصیت به هوا کف راد او

ابر از هوا درآمد و باران در ایستاد

یارب گشاد دار همه ساله کار او

چونان که کار غزو به شاه جهان گشاد

این عز و این بزرگی و این جاه وین جمال

تا چرخ پایدار بود پایدار باد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۰ - ایضاً لهچو صاحب طالع خویش است مسعود
  2. شمارهٔ ۳۱ - ایضاً لهساقیا جام دل افروز بیار
  3. شمارهٔ ۳۲ - در مدح سپهسالار بوحلیم زریر شیبانی سپهسالار سلطان مسعود بن سلطان ابراهیمز کسب جاه پدر شاد باد و برخوردار
  4. شمارهٔ ۳۳ - در مدح سپهسالار ابوحلیم زریر شیبانیاز جهان آفرین هزار هزار
  5. شمارهٔ ۳۴ - در مدح ابوالقاسم خاصعمید دولت عالی و خاص مجلس میر
  6. شمارهٔ ۳۵ - در مدح خواجه سعید بابوآمد آن شرع را شعار و دثار
  7. شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان مسعود ابراهیم غزنوی و صفت قصری از قصورویاین بهار طرب نهال سرور
  8. شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود ابراهیمای ملک را جمال تو افزوده کار و بار
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.