پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

رباعیات

رباعی شماره ۵۲

ما را سر و برگ خویش و بیگانه نماند

زان افسونهٰا بغیر افسانه نماند

دیوانه شدم در غم ویرانهٔ خویش

افسوس که ویرانه به دیوانه نماند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شماره ۵۴در وادی معرفت نه گیر است و نه دار
  2. رباعی شماره ۵۵ای آنکه ز عشق تو مرا نیست قرار
  3. رباعی شماره ۵۶تا کی ز جفای چرخ باشم من زار
  4. رباعی شماره ۵۷فریاد که سبحه در کفم شد زنار
  5. رباعی شماره ۵۸چون سیل که آخر بنشیند ز خروش
  6. رباعی شماره ۵۹گشتیم همه روی زمین را به چراغ
  7. رباعی شماره ۶۰میزند مرغ دلم پر به هوای اشرف
  8. رباعی شماره ۶۱من خلد ندانم به صفای اشرف
همه‌ی رباعیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.