پرش به محتوای اصلی
رهی معیری

رهی معیری

رباعیها

۱۹ شعر

فهرست اشعار

  1. تمنای عاشق آن را که جفاجوست نمی‌باید خواست
  2. بی‌خبری مستان خرابات ز خود بی‌خبرند
  3. آشیان‌سوز ای جلوهٔ برق آشیان‌سوز تو را
  4. آیینه صبح داریم دلی صاف‌تر از سینه صبح
  5. نوشین‌لب گلبرگ به نرمی چو بر و دوش تو نیست
  6. افسونگر یا عافیت از چشم فسون‌سازم ده
  7. لعل ناب خم گشت به لعلگون شراب آبستن
  8. دیار شب جانم به فغان چو مرغ شب می‌آید
  9. خانه‌به‌دوش چون ماه نو از حلقه‌به‌گوشان توایم
  10. ناله بی‌اثر ای ناله چه شد در دل او تأثیرت
  11. مردم چشم بی‌روی تو گشت لاله‌گون مردم چشم
  12. شباهنگ از آتش دل شمع طرب را مانم
  13. جدایی ای بی‌خبر از محنت روزافزونم
  14. اندوه مادر آسودگی از محن ندارد مادر
  15. سوختگان هر لاله آتشین دل سوخته‌ای است
  16. بیدادگری از ظلم حذر کن اگرت باید ملک
  17. مسعود مسعود که یافت عز و جاه از لاهور
  18. آرزو کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد
  19. در ماتم صبحی دردا که بهار عیش ما آخر شد

متن اشعار به نقل از گنجور.