پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

رباعیها

دیار شب

جانم به فغان چو مرغ شب می‌آید

وز داغ تو با ناله به لب می‌آید

آه دل ما از آن غبارآلود است

کاین قافله از دیار شب می‌آید

ادامه‌ی رباعیها

  1. ناله بی‌اثرای ناله چه شد در دل او تأثیرت
  2. مردم چشمبی‌روی تو گشت لاله‌گون مردم چشم
  3. شباهنگاز آتش دل شمع طرب را مانم
  4. جداییای بی‌خبر از محنت روزافزونم
  5. اندوه مادرآسودگی از محن ندارد مادر
  6. سوختگانهر لاله آتشین دل سوخته‌ای است
  7. بیدادگریاز ظلم حذر کن اگرت باید ملک
  8. مسعودمسعود که یافت عز و جاه از لاهور
همه‌ی رباعیها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.