پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

رباعیها

اندوه مادر

آسودگی از محن ندارد مادر

آسایش جان و تن ندارد مادر

دارد غم و اندوه جگرگوشه خویش

ورنه غم خویشتن ندارد مادر

ادامه‌ی رباعیها

  1. بیدادگریاز ظلم حذر کن اگرت باید ملک
  2. مسعودمسعود که یافت عز و جاه از لاهور
  3. آرزوکاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد
  4. در ماتم صبحیدردا که بهار عیش ما آخر شد
همه‌ی رباعیها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.